Tuesday, April 04, 2006

paradigm shift and the generative system!

مردم از بس پارادایم تو حلقوم ملت کردم!!!!

هماد بیکار بودی این کتابو دادی بخونم؟
;)

4 comments:

Hamaad Djamshidi said...

یه پرس از این پارادایم هات رو برای من هم کنار بذار که به کیفیت دست پختت کلی اعتماد دارم

kaveh said...

لندن و پرس؟؟؟
وقت داری تو هم پسر جان؟؟؟؟فقط میتونی اونا رو اماده کنی اون هم یکمی نپخته هرچند که من از اول هم با زیاد پختن مخالف بودم! بعدش دیگه خود طرفه که ببینه چقدرشو میتونه هضم کنه .

Hamaad Djamshidi said...

وقت؟ نه! ولی تو لندن هم زندگی نمی کنم.

لندن جای کساییه که می تونن صبح ها در مترو نرمش صبح گاهی بکنن، ظهر ها در یه رستوران به یه نهار بیزینسی دعوت می شَن، عصر ها به نمایشگاه ها، گالری ها، موزه ها و ... می رَن.

لندنیا روزنامه های بِرآودشیت دست می گیرین و بلدن تو یه کافی شاپ بِشینَن و با هم حرف بِزَنَن.

لندنیا شباشون رو هم در وِست اِند می گذرونن.

راستی سوالت چی بود؟ آها... نه. من هم وقت ندارم، و برا نهار یه چیز حاضری می خرم میذارم تو مایکرو ویو. بریم باغ شاطر؟

هماد :)
پ.ن. می گما کاوه، صداش رو در نیار که تو این همه مدت اصلا وقت نکرده ایم که همدیگه رو بیشتر از دو-سه بار ببینیم! ؛)

ه

kaveh said...

Hoomm...When was the third one!?